موش ستاره پوزه


اولین این جانداران یک نوع «موش‌کور» است که اغلب در آمریکای شمالی یافت می‌شود. ‌این موش کور از آن جهت لقب عجیب‌ترین حیوان روی کره زمین را از آن خود کرده که به جای بینی بر روی پوزه خود، 22 بازوچه و حسگر دارد و از طریق آن‌ها می‌تواند غذای خود را بیابد. این جانور در باتلاق‌ها، دشت‌ها و مناطق پست زندگی می‌کند و اغلب جانوران بی مهره، حشرات آبزی، کرم و جانداران نرم‌تن نظیر حلزون‌ها را می‌خورد.

 Aye-aye : آی-آی



«آی‌.آی»، هشتمین جانور عجیب جهان، نوعی میمون پوزه دار است. این موجود با سوراخ کردن تنه درختان کرم‌های حشره را بیرون می‌آورد و اگر این کرم‌ها تلاش کنند تا از دست این جانور فرار کنند، او با دندان‌هایی همانند یک جونده سوراخ تنه درخت را عریض‌تر کرده و با انگشت وسطی خود غذایش را شکار پکرده و می‌خورد.


Saiga : سایگا

 

نهمین جانور «سایگا» است که با بینی بسیار بزرگ و قابل انعطافش هوای سرد زمستان را گرم کرده و در تابستان گرد و غبار شدید را فیلتر می‌کند تا برای تنفس مناسب شود.

 

Hagfish : مارماهی دهان گرد

 

«مارماهی دهان گرد» به دلیل عادات غذایی نامعمول و غیر متعادل، دهمین موجود عجیب جهان لقب گرفته است.

Hispaniolan Solenodon : سولنودون هیسپانیولایی

 

دومین موجود عجیب در این رده‌بندی، یکی از خویشاوندان بسیار نزدیک موش کور است. سولنودونها تنها پستاندارانی هستند که در بدن شکار خود سم تزریق می کنند. این جانور دو گونه دارد :" سولنودون هیسپانیولایی " که خاستگاه آن در هائیتی و جمهوری دومنیکن است و " سولنودون کوبایی " که در سال 2003 دوباره کشف شد.

 

Tarsier : میمون شبگرد هندی

«میمون شبگرد هندی» نیز بیست و دومین حیوان عجیب جهان است و با وجود آنکه در اکثر نقاط دنیا زندگی می‌کند، اما امروزه گروه‌های عمده این حیوان در جزایر جنوب شرق آسیا نظیر اندونزی و فیلیپین یافت می‌شود. گفته می‌شود هر کدام از کره‌های چشم این حیوان 16 میلیمتر ضخامت داشته و به بزرگی مغزش هستند.
میمون شبگرد هندی گونه مخصوصی از این خانواده است. تکامل ژنتیکی این میمون سالها مورد بحث قرار داشت تا آنکه آن را نزدیک به گروه سیمین طبقه بندی نمودند. میمون شبگرد هندی چشمانی درشت و پاهایی کشیده دارد. پاهایشان در امتداد استخوان قوزک پایشان است که البته نامشان نیز بر همین اساس برگزیده شده است. اصولا حشره خوار هستند و حشرات را با پریدن بر روی آنها شکار می کنند اما از پرندگان و مارها نیز تغذیه می کنند. این میمونها در حین پریدن از درختی به درختی دیگر قادرند تا پرندگان را حتی در حال پرواز نیز شکار کنند. بارداری در این حیوانات 6 ماه به طول می انجامد و پس از آن تنها یک نوزاد به دنیا می آورند.
میمون شبگرد هندی ذاتاً شبگرد است اما مانند دیگر حیوانات شبگرد ممکن است در روز نیز فعالیتهایی داشته باشند. با این وجود بر خلاف دیگر حیوانات شبگرد فاقد روشنایی چشم در شب هستند. بعلاوه دارای ویژگیهای استثنایی حیوانات شبگرد نیز هستند.

 

Seapig : خوک دریایی


سومین موجودات عجیب خوک‌های دریایی هستند که اکثرا یا بر روی آب اقیانوس‌ها و آب‌های آزاد زندگی می‌کنند یا آنکه می‌توان آن‌ها را در بستر و کف این آب‌های آزاد یافت. این موجودات آبزی خود را با گل و لای و لجن کف اقیانوس‌ها سیر نگه می‌دارند.
همچنین بر اساس گزارشات موجود، هنوز مشخص نشده است که این خوک‌های دریایی چگونه می‌توانند در عمق و قعر آب‌های آزاد زندگی کنند.

 

Puli : سگ روستایی مجرستانی



همچنین در مقابل این سگ پشمالو، یک سگ روستایی مجار نیز وجود دارد که با داشتن موهای پرپشت و به هم گره خورده در رده بیست و هشتم فهرست است.

 

Sphynx : اسفینکس

در رده بیست و نهم نیز یک گربه بی‌مو است که برای اولین بار در سال 1966 میلادی و در آمریکا متولد شد. این گربه‌های بی مو که «اسفینکس» نام دارند، ‌اکثرا در تمامی نقاط جهان زندگی می‌کنند.

 

Blobfish : ماهی حباب



چهارمین موجود عجیب و خارق‌العاده جهان، یک ماهی از نوع ماهی حباب است که می‌تواند با باد کردن خود بر روی آب شناور بماند. ماهی بادکنک در آبهای عمیق سواحل استرالیا و تاسمانیا زندگی می کند. به دلیل عدم دسترسی به محل زندگی این ماهی به ندرت توسط انسانها دیده می شود.

ماهی بادکنک در اعماقی از دریا زندگی می کند که فشار آب بسیار بیشتر از فشار سطح دریاست، بنابراین کیسه های گاز در آنجا غیر قابل استفاده هستند. برای آنکه این ماهی بتواند در آب شناور بماند، گوشتی ژلاتینی با چگالی کمتر از چگالی آب دارد و همین امر موجب می شود تا ماهی بادکنکی بدون صرف میزان زیادی از انرژی در سطح آب شناور بماند. از آنجاییکه ماهی بادکنکی مواد معلقی را که در روبرویش شناور هستند را می خورد بنابراین عدم داشتن ماهیچه یک خصوصیت منفی محسوب نمی شود.

 

Yeti lobster : یتی خرچنگ



«یتی خرچنگ» پنجمین موجود و جاندار آبزی عجیب است و در عمق دو هزار و 200 متری از سطح دریا زندگی می‌کند.

خرچنگ یتی در سال 2005 در اقیانوس آرام کشف شد. طول این خرچنگ تقریباً 15 سانتی متر است و به دلیل مقداری کرکِ ( کرک مانند ) سفیدی که بدنش را پوشانده است قابل توجه می باشد. چشمان این حیوان بسیار ریز و فاقد رنگدانه است به نحویکه کور به نظر می رسد.

انبرهای پرمویش حاوی باکتری فیلامنتوس است که از آن برای رفع مسمومیت مواد معدنی موجود در آب استفاده می کند. اگرچه که یک موجود گوشتخوار است اما ممکن است از این باکتریها تغذیه کند. البته گاهی جلبکهای سبز و میگوهای کوچک نیز را می خورد.

 

White turtle : لاک پشت سفید


ششمین جاندار عجیب، «لاک پشت سفید – صورتی» است که البته رنگ کرمی و سفیدش بر بدن این جانور خونسرد غالب است و تنها لکه‌هایی از رنگ صورتی بر بدنش دیده می‌شود. این لاک پشت غول‌پیکر در فرهنگ چینی‌ها ارج و قرب فراوان دارد.

 

Long-eared Jerboa : موش دوپای گوش دراز


«موش دوپا» که هفتمین جانور عجیب جهان است، اکثرا شبانه شکار می‌رود و در بیابان‌های چین و مغولستان یافت می‌شود. این جاندار جونده دارای دمی بلند، پاهایی دراز و گوش‌هایی بزرگ است.

بر اساس گزارشات رسمی کارشناسان محیط زیست، این جاندار کمیاب و نادر ب

بوده و به شدت در معرض خطر انقراض نسل قرار دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 10:36  توسط مجید | 

باستان شناسان روسی-اسپانیایی در تحقیقات خود در جنوب شرق پرو می گویند اجساد ممکن است متعلق به بقایای موجودات فضایی باشد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 10:26  توسط مجید | 
یکی از عکس‌های خبرگزاری «AP» که در جریان بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن گرفته شده، بعد از گذشت چندین روز، به سوژه داغ روز مبدل شده است‌؛ البته نه از بابت فوتبالی.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرآنلاین، (گفته شده) در این عکس که مربوط به شادی جیمز رودریگس، شماره 10 پورتو و زننده تک‌گل بازی است، در میان تماشاگران، یک روح دیده می‌شود. گویا این روح بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن را که با برد صفر-یک پورتو در ورزشگاه «دراگائو» همراه بود، از نزدیک تماشا کرده و حالا این روزها یکی از بحث‌برانگیز‌ترین سوژه‌های روز فوتبال اروپا، آن هم در بحبوحه دور جدید لیگ قهرمانان اروپاست.

برخی روزنامه‌های پرتغالی، این شبح را یکی از طرفداران جیمز رودریگس، ستاره کلمبیایی پورتو خوانده‌اند و به این نکته اشاره کرده‌اند که هر زمان این مهاجم کلمبیایی گل می‌زند، این روح هم در ورزشگاه ظاهر می‌شود و شادی می‌کند.

این روزنامه‌ها همچنین نوشته‌اند با دقت بیشتر در چهره این روح فوتبال‌دوست، می‌توان دریافت که او متعلق به زمان دیگری است. اگر به لباس‌های تن او و مدل موهایش توجه کنید، به نظر می‌رسد که او متعلق به قرن گذشته میلادی باشد.

این عکس که روز سوم اکتبر 2012 در یکی از بازی‌های لیگ قهرمانان اروپا و توسط آژانس خبری «ای پی» گرفته شده، در وب‌سایت رسمی این آژانس خبری قرار گرفته است، یعنی اینکه این عکس دستکاری نشده و این شبح توسط فتوشاپ و یا برنامه‌های مشابه ویرایش عکس، اضافه نشده و برای اطمینان می‌توان به عکس‌های این آژانس خبری معتبر رجوع کرد.

این تصویر احتمالاً نتیجه عکس گرفتن‌های پشت‌سر هم و با سرعت بالای شاتر دوربین است، چراکه ثبت چنین تصاویری به ندرت ممکن است و معمولاً عکس‌ها تار می‌شوند ولی هرچه سرعت عکاسی و شاتر دوربین بالاتر باشد، عکس‌هایی که در آن شیء متحرک وجود دارد، بهتر و با وضوح بیشتری گرفته می‌شوند. در این عکس، چهره این شبح کاملاً واضح است و نمی‌توان گفت این یک خطای دید و یا تاری عکس و یا شیءای است که شبیه یک انسان دیده می‌شود.

البته صاحب‌نظران عکاسی می‌توانند درباره صحت این ادعا نظر دهند. 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 7:19  توسط مجید | 

تعجب نکنید شکل زیر متعلق به برگ یک درخت نیست بلکه متعلق به گونه ای از حشره بنام حشره برگی یاPhylliidae است



این حشره به سختی از برگ درختان تشخیص داده می شود و حتی خود حشره شناسان نیز گاهی در تشخیص این حشره از برگ درخت دچار مشکل می شوند و به خوبی عمل استتار را بلد است! این موجود را می توان تواناترین موجود بروی زمین در عمل استتار دانشت حتی نحوه راه رفتن این حشره نیز به گونه ای است که تشخیص آن از برگ درختان معمولی بسیار سخت است.

زیستگاه اصلی این جاندار مناطق در مناطق جنوب و جنوب شرقی آسیا به سمت استرالیاست. این حشره معمولا 8 سانتی متر طول دارد و دارای بدنی پهن است. بدن این حشره به گونه ای است که حتی رگ برگ های گیاهان نیز به خوبی بر روی آن قابل مشاهده است حتی در برخی از گونه های این حشره قسمت های کناری بدنش به رنگ قهوه ای دیده می شود که دقیقا شبیه برگ جویده شده درختان به نظر می رسد.



این حشره جالب نیز توانایی ترمیم بازوهای از دست رفته خود را نیز دارد. نوع ماده این حشره دارای کمری پهن تر و نوع نر این حشره نیز دارای کمری باریک تر می باشد. ماده ها تخم خود را به شکل زایده های کوچکی شبیه به مدفوع قرار میدهند و تخم ها در بازه زمانی بین 3 تا 12 ماه به حشره تبدیل می شوند و در سه تا چهار ماهگی نر یا ماده بودن آنها مشخص می شود. حشره ماده در صورت عدم حضور حشره نر می توانند به روش parthenogenesis تخم گذاری کنند که مدت زمان بیشتری را برای تولید مثل می برد حتی بیشتر از 12 ماه! این حشره در هربار تخم ریزی می تواند تا 680 تخم بگذارد.

این جاندار هم اکنون 47 میلیون سال است که بروی زمین زندگی می کند!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1391ساعت 7:30  توسط مجید | 

entekhab.ir: «نشنال جئوگرافي» بتازگي به جمع‌آوري تصاويري از عجيب‌ترين و ترسناك‌ترين حيوانات دست زده كه چهره بيشتر آنها را تنها مادرانشان دوست دارند!

اين سايت خبري يك نمايش تلويزيوني جديد را با عنوان «عجايب و ترسناك‌ها» براي به تصوير كشيدن عجايب طبيعت آغاز كرده است.

لوسي كوك، كاوشگر و جانورشناس سايت نشنال جئوگرافيك براي اين نمايش به اطراف جهان سر زده است.


برای مشاهده تصاویر به ادامه مطلب بروید.....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391ساعت 13:5  توسط مجید | 
بر خلاف مرجان‌هايي كه به صورت كلوني زندگي مي‌كنند و صخره‌هاي مرجاني را شكل مي‌دهند، اين مرجان با نام علمي Stephanocyathus platypus كه در عمق 1000 متري آب زندگي مي‌كند، هميشه به تنهايي ديده مي‌شود.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

در اطراف كوه دريايي تانگاروا گونه جديدي از اين ماهي كه از جنسSymphurus است، ديده شده است. هر دو چشم اين ماهي هم مانند نمونه‌هاي ديگري از پهن‌ماهي‌ها در يك طرف بدن آن قرار دارد. اين آبزي در اطراف كوه‌هاي دريايي فعال اقيانوس آرام غربي به وفور ديده مي‌شود.

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اين نمونه كه بايد يك گونه تازه از حلزون بي‌صدف دريايي باشد، در عمق 1250 متري آب ديده شده است. كلارك مي‌گويد: «اين نمونه يكي از خويشاوندان نزديك حلزون دريايي است كه طي روند تكامل با كوچك و كوچكتر شدن صدف، آنرا از دست داده است»

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اين تصوير يك اژدهاماهي ماده را نشان مي‌دهد كه شكارچي فوق‌العاده‌اي است و ماهي‌هاي كوچك را شكار مي‌كند. بر خلاف او نر اين گونه دندان‌ها و سيستم گوارشي قدرتمندي ندارد و به نظر مي‌رسد عمر كوتاهي داشته باشد.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اين عروس دريايي ناشناخته كه در عمق 1500 متري دريا عكاسي شده و شبيه Atolla به نظر مي‌رسد كه تنها در آب‌هاي عميق زندگي مي‌كند، به تازگي كشف شده است. شاخك‌هاي حساس و بلند اين آبزي مي‌تواند در شكار زئوپلانكتون بيولومينسانس به او كمك كند.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

محققان اين Trichopeltarion janetae كوچك را در ميان صخره‌هاي يك كوه دريايي كه در عمق 900 متري آب قرار دارد، كشف كرده‌اند. كلارك مي‌گويد: «اين سخت‌پوستان كه اولين‌بار در سال 2008 با لغت «پرمو» توصيف شده‌اند، پيش از اين در كوه‌هاي دريايي نيوزيلند و استرالياي جنوبي ديده شده‌اند».

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اين سرپاور ده بازويي كه معمولا اسكوئيد ميكي ماوس ناميده مي‌شود، اغلب در عمق 900 متري و روي ديواره دره‌هاي ايجاد شده در دريا زندگي مي‌كند. كلارك مي‌گويد: «اين گونه بسيارحساس است و از آنجا كه تقريبا روي كف دريا زندگي مي‌كند، به ندرت مي‌توان آنرا پيدا كرد. محل زندگي اين حيوان نيز شرايط ناپايداري دارد»

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اين لابستر كه در عمق 650 متر تا 1400 متر دريا ديده مي‌شود و از گونه Uroptychus است، اولين نمونه‌اي نيست كه از اين گونه مشاهده مي‌شود اما هنوز به طور رسمي شناخته شده نيست. لابسترهاي اعماق اقيانوس اغلب در كنار مرجان‌ها زندگي مي‌كنند و اين نمونه نيز در نزديكي يك مرجان خيزراني كشف شده است.

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اجازه ندهيد درخشش رنگين‌كماني اين شكارچي مخوف حواس شما را پرت كند. اين آبزي كه در عمق 1200 متري آب‌هاي گل‌آلود نيوزيلند شمالي زندگي مي‌كند، آرواره‌هايي دارد كه به اندازه آرواره‌هاي بيگانه‌ها‌ برنده و هولناك هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 11:18  توسط مجید | 

سرویس اجتماعی تعامل نیوز- یادتونه، سرزمین لی لی پوت ها، شهری که آدم های کوتاه قد کوتوله در آن زندگی می کردند و ناخدا گالیور که در یک سفر دریایی کشتی توفان زده اش می شکند وامواج او را بی هوش  به ساحل جزیره ای می برند. او وقتی که به هوش  آمد و این طرف و آن طرف را نگاه کرد، کلی آدم کوچولو را اطرافش دید که دست و پاهایش را بسته بودند.

سفرهای گالیور را می گویم، نوشته جاناتان سویفت.یکی از آثار ماندگار کلاسیک برجسته دنیا که برخی از ما آن راخوانده ایم و فیلم ها و کارتون های بسیاری براساس آن تهیه شده است. حال تصور کنید این ادم کوچولو ها وجود دارند! 

تصور نکنید واقعا وجود دارند این واقعیت برای ما هم غیر قابل باور بود تا اینکه یکی از

 آن ها را از نزدیک دیدیم !

عکسی که مشاهده می کنید یکی از همین آدم کوچولو هاست و جالب است بدانید که صاحبش

ادعا می کند زنده یکی از همین آدم کوچولو ها را هم در اختیار دارد


نکته ی جالب ماجرا جایی است که مسئولین امر هم از این موضوع آگاهند و عکس العمل خاصی نشان نمی دهند !

 

گزارش تعامل حاکی است اگر چه تا کنون وجود آدم کوتوله ها  در حد یک افسانه و یا شایعه باقی مانده بود، اما در شرق استان کرمان در شهر شهداد، شهری تاریخی از زیر خاک بیرون آورده شده که به دلیل ساختار کوچه ها و خانه های آن و کوچک بودنشان به شهر کوتوله ها شهرت یافته است. شهری که قدمت آن به 5 هزار سال پیش برمی گردد. هر چند تا به حال کسی در این منطقه آدم کوتوله ها را به چشم خود ندیده  و اطلاعات چندانی از ساکنان این شهر توسط باستانشناسان به دست نیامده است،اما وجود شهر کوتوله ها در شهداد وقایعو افسانه های مختلفی را در پی داشته است. نکته قابل توجه درخصوص این شهر نوع معماری عجیب خانه ها و کوچه های  آن می باشد .به طوری که دیوارها، سقف، تنور، طاقچه ها و تمام اجزاء  خانه های آن برای افرادی ساخته شده  که از قامت بسیار کوتاهی برخوردار باشند، به همین دلیل شهر شهداد به شهر کوتوله ها شهرت یافته است. با این حال بر سر اینکه آیا واقعا این شهر کوتوله ها می باشد یا نه اختلاف نظر هایی وجود دارد.برخی از مردم محلی وکارشناسان عقیده دارند که به دلیل ساختار کوچک بناهای آن، این شهر باید برای انسان هایی ساخته شده باشد که دارای قامتی بسیار کوتاه بوده اند، زیرا دیوارها و تمامی بناهای این شهر بسیار کوتاه هستند. از سوی دیگر برخی باستانشناسان نیز با رد این مسئله آن را افسانه پنداری می دانند و می گویند که این شهر به مرور زمان وبراثرفرسایش کوچک شده و دیوارها ی آن به این دلیل کوتاه شده اند.

آخرین بررسی ها و کاوش های باستانشناسی در محوطه باستانی شهداد نشان می دهد که ساکنان این محوطه شهر باستانی شهداد را به علت خشکسالی و با امید بازگشت ترک کردند، اما پنج هزار سال است که دیگر به این محوطه باز نگشته اند

 

حال این موجودات عجیب الخقه به واقعیت نزدیک می شوند تعامل امادگی دارد که با کمک کارشناسان امر صحت موضوع را به اثبات برساند 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 15:25  توسط مجید | 

Giant Rabbit 2

Giant Rabbit 2

Giant Rabbit 3

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 20:51  توسط مجید | 

من اطلاعات زیادی درباره این نوزاد ندارم ، این کلیپ منو بیشتر یاد قدرت خدا میندازه اگر کسی اطلاعاتی درباره این کلیپ داره بده تا در وبلاگ قرار بدم .

 

دانلود کنید 1


دانلود کنید 2

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 19:1  توسط مجید | 

 

 

موجوداتی که با زلزله و سونامی در ژاپن کشف شدند !+عکس

موجوداتی که با زلزله و سونامی در ژاپن کشف شدند !+عکس
معمولا برای مطالعه اين موجودات بايستی به ته اقيانوس ها رفت و در آنجا از اين موجودات که با روند جهان شکل می گيرند اطلاعاتی بدست آورد ولی...

شبکه خبری تابناک:این ها تصاویر موجودات تازه ای است که پس از سونامی و زلزله ژاپن از دريا بدست آمده است. معمولا برای مطالعه اين موجودات بايستی به ته اقيانوس ها رفت و در آنجا از اين موجودات که با روند جهان شکل می گيرند اطلاعاتی بدست آورد ولی با حرکت شديد آب اينها به ساحل رسيده اند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 


+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 0:19  توسط مجید | 
فیلمی که به تازگی از جسد یک بیگانه فضایی در سیبری در شبکه منتشر شده است کاربران وب را به شدت شگفت زده کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، این فیلم شگفت انگیز را یک گروه روسی بر روی سایت یو تیوب گذاشته اند. این گروه مدعی شده اند این موجود کوچکی که در ته یک گودال کم عمق در سیبری پیدا شده جسد یک بیگانه فضایی است. به گفته این گروه، پس از اینکه ماه گذشته سقوط یک "یوفو" در منطقه "ایرکوتسک" واقع در شمال سیبری گزارش شد، آنها به محل رفته اند و این بدن بی جان بیگانه فضایی را کشف کرده اند.

به نظر می رسد که موجود فرازمینی پیش از مرگ از جراحات سختی رنج برده و یک پایش را از دست داده است.

ماه گذشته روستائیان شوکه شده اظهار داشتند که یک شیء نورانی ناشناخته به رنگهای صورتی و آبی را دیده اند که در نزدیکی دهکده تصادف کرده است. این گزارش عجیب موجب شد که وزارت بحران روسیه گروهی را برای بررسی و تجسس به منطقه بفرستد.

این معما زمانی پیچیده تر شد که بازرسان اعلام کردند که هیچ گزارشی از عبور یک هواپیما از آسمان این منطقه دریافت نکرده اند و هیچ ردی از سقوط یک هواپیما پیدا نشده است.

براساس گزارش The West Australian، این ویدیو کلیپ 17 آوریل بر روی سایت یوتیوب گذاشته شد و در مدت 2 روز بیش از 1.5 میلیون کلیک بر روی آن شد.

کاربران شکاک یو تیوب معتقدند که این فیلم یک فریبکاری و شوخی است.

یک وبلاگ نویس در این خصوص نوشته است: "این چیزی نیست جز یک شوخی. چرا همه بیگانگان فضایی باید همیشه برهنه باشند."

کاربر دیگری نوشته است: "غلط. شرمنده... کاملا تقلبی."

بیننده دیگری نظر داده است: "آیا بیگانگان فضایی وجود دارند؟ به طور حتم... من آنها را باور می کنم. اما نه در این ویدیو."

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 15:8  توسط مجید | 
 بانوی قهوه ای :

   زنی بی چشم است که لباسی از ساتن قهوه ای به تن میکند. عکس این زن را در سال ۱۹۳۶ در حالی که به صورت شناور از پله های ساختمان راین هام هال پایین می آمده است، گرفته اند. این روح را نخستین بار در سال ۱۹۳۶ مشاهده کرده اند. گفته میشود که این روح ، قصر ساندرینگهام را نیز محل رفت و آمد خود قرار داده است ، این قصر محل اقامت الیزابت دوم در نور فولک است.

 آلباستی (Albasty) :

  موجود اسرار آمیز پوزینه مانندی است که به انسان های نئاندرتال شباهت دارد. این موجود در کوه های قفغاز و دیگر کشور های  آسیایی دیده شده است. جدید ترین مورد مشاهده ی آن مربوط به سال ۱۹۹۲ در کشور مغولستان است. این جاندار با عناوین alma و almasty هم شناخته شده.

  یوفو (UFO) :

  مخفف شئ پرنده ی ناشناس (Uniden Flying Object) که آن ها را سفینه ی موجودات فضایی بیگانه میدانند.

   منطقه ۵۱:

  پایگاه نظامی ادعایی ایالات متحده آمریکا در نودا که در آن فعالیت های فرا طبیعی و مرتبط با موجودات فرا زمینی مشاهده و ثبت شده.

   آتلانتیس(Atlantis):

   جزیره یا قاره ای که در دوران باستان به زیر آب رفت. نخستین بار فیلسوف یونانی، افلاطون، در قرن چهارم پیش از میلاد به آن اشاره کرده است. تمدن  آتلانتیس را تمدن آرمانی و صاحب فناوری پیشرفته تلقی کرده اند. گفته شده است که آنان توانایی سفر به فضا را کسب کرده بودند. تا کنون هیچ اثر معنبری از این سرزمین مفقود به دست نیامده.

  مثلث برمودا( ‌Bermuda traingle) :

   منطقه ای در غرب اقیانوس اطلس که بر اساس گزارش های ارائه شده، هزاران کشتی و هواپیما بدون بر جای ماندن ردی از آن ها در آن ناپدید شده اند. نخستین بار کریستوف کلمب در سفر دریایی خود در سال ۱۴۹۲ میلادی به آن اشاره کرد. کلمب متوجه شد که قطب نمای او به طور طبیعی کار نمیکند و نور های رقصان به چشم او میخورد. یک توضیح احتمالی این است که عملکرد نامنظم قطب نما باعث میشود تا وقتی که کشتی ها و همواپیماها در واقع چندین مایل از نثلث برمودا دور هستند ، چنین به نظر برسند که در درون آن هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 23:28  توسط مجید | 
در عمق 2.8 کیلومتری اقیانوس،‌ موجود بندبند تازه‌ای کشف شده که در هیچ یک از دسته بندی‌های موجود برای جانوران جای نمی‌گیرد. این موجود تازه با همه موجوداتی که دیده‌اید یا توصیفشان را شنیده‌اید فرق دارد

بهنوش خرم‌روز: اعماق تیره و تاریک اقیانوس یکی از مرموزترین مکان‌های زمین است. شریط اعماق اقیانوس شرایط ویژه‌ای است که هر موجود زنده‌ای نمی‌تواند در آن دوام بیاورد. شاید به همین دلیل کشف یک موجود زنده تازه که محققین آن‌ را روح‌مانند توصیف کرده‌اند، علاوه بر جذابیت‌های کشف یک گونه تازه از موجودات زنده، جذابیت اکتشافی جدید در دنیایی تیره و تار و مرموز را هم به همراه دارد.

به گزارش دیسکاوری، محققین موفق شدند موجود بندپای روح‌مانندی را در عمیق‌ترین دسترسی‌های اقیانوس بین اندونزی و فیلیپین کشف کنند. این موجود بندبند شبیه کرم یا شاید بهتر است بگویم هزارپا است. طول آن به بیش از 9.4 سانتیمتر می‌رسد که در نوع خودش خیلی هم بزرگ است. این موجود با استفاده از دو ردیف زایده‌های پارومانند بسیار ظریف که دو طرف بدنش قرار گرفته‌اند،‌ شنا می‌کند. حرکت پشت سر هم این زایده‌ها درست مانند ریختن پشت سر هم یک ردیف دومینو است.

کرم بندبند تازه کشف شده

اما در آن شرایط خاص، این کرم بندبند چه‌طور از محیط خود با خبر می‌شود؟ مشاهدات محققین نشان می‌دهد که ده شاخک حساس که به سر آن چسبیده‌اند و شش جفت حفره که روی گردنش قرار گرفته‌اند، ‌به این موجود کمک می‌کنند در زیر آب بوها و مزه‌ها را احساس کند. (برای مشاهده عکس بزرگ، اینجا را کلیک کنید)

سه زیست‌شناس موسسه اقیانوس‌نگاری اسکریپز واقع در کالیفرنیا،‌ با استفاده از ابزار زیرآبی که از راه دور کنترل می‌شود، برای اولین بار این موجود را در عمق 2.8 کیلومتری زیر آب کشف کرده‌اند. کارن اوزبورن، مدیر این گروه که معتقد است موجود هیجان‌انگیزی را کشف کرده‌، در توصیفش می‌گوید: «خیلی جالب بود، چون با هر چیز دیگری که تا به حال توصیفش را شنیده بودم،‌ یا دیده بودم متفاوت بود. مخصوصا سر عجیبش! کرم بندبند تازه کشف شده به قدری از سایر موجودات متفاوت است که باید آن را متعلق به گونه و طبقه تازه‌ای از موجودات دانست!»

این کرم بندبند در ارتفاع 100 تا 200 متر از کف اقیانوس زندگی می کند،‌ لایه‌ای که به گفته دانشمندان هنوز ار نظر جانورشناسی و گیاه‌شناسی کشف‌نشده باقی مانده است. تا جایی که اوزبورن معتقد است اگر بتواند به این عمق سفر کند، ‌نیمی از جانورانی که خواهد دید، کاملا برایش ناشناخته خواهند بود. دلیل مهم ناشناخته ماندن این عمق، ابزارهای در دسترس محققان بوده که یا قادر به رفتن به اعماق زیاد نبوده‌اند، ‌یا نمونه‌ها را آن‌قدر له می‌کردند که هیچ چیز در آن‌ها قابل شناسایی و بررسی باقی نمی‌ماند.

khabaronline

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 8:30  توسط مجید | 
در سال 1953 مردم جزيره ی (( كانوی )) انگليس با موجود ناشناخته ای روبه رو شدند كه تا آن زمان كسی نظير آن را نديده بود. اين موجود بسيار عجيب را از آب بيرون كشيدند و به ساحل آوردند ، روی آن را با علف های دريايی پوشاندند و به سرعت و دوان دوان ماجرا را به مقامات محلی اطلاع دادند. مقامات محلی هم به نوبه خود به دنبال كمك فرستادند و دولت انگليس هم كار مطالعه و بررسي پيرامون اين موجود جديد را به 2 تن از معروف ترين جانور شناسان انگليس سپرد. آنها به دقت طول و عرض اين جانور افسانه اي را برانداز كردند و از آن عكس گرفتند سرانجام اعتراف كردند نظير اين جانور را قبلا مشاهده نكرده اند.                                                                 

اين جانور بسيار شگفت انگيز ، ظاهرا شبيه موجودات دريايي بود ، ولي دست و پاي آن به شكلي بود كه هر گاه مي خواست مي توانست به كمك آن روي زمين راه برود. قامت او ، هنگامي كه روي دو پايش قرار مي گرفت در حدود 75 سانتي متر بود و پوست ضخيمي به رنگ قهوه اي مايل به قرمز داشت. كله اش بزرگ و چشمانش ورقلمبيده بود. دانشمندان ناچارا اندازه ی او را گرفتند و از او عكس تهيه كردند و كار ديگري از دستشان بر نيامد جز اينكه اين موجود را سوزاندند و خاكستر او را به دريا ريختند. اين دانشمندان تصور مي كردند با اين خيلي ساده برای هميشه به معمای اسرار آميز موجود عجيب جزيره ی كانوي پايان داده اند. در حالي كه واقعيت چنين نبود و موضوع به همين راحتی خاتمه نيافت. در تاريخ 11 آگوست سال 1954 كشيشي به نام جوزف اورز كه در ساحل جزيره ی كانوي سرگرم قدم زدن بود ، چند كيلومتر بالاتر از نقطه ای كه موجود قبلي پيدا شده بود ، با لاشه ی موجود عجيبي برخورد كرد. اين بار هم لاشه ی حيوان را كاملا به ساحل كشيدند و به دنبال كارشناسان فرستادند. موجود قبلي كه در ماه نوامبر پيدا شد حدود 75 سانتي متر طول داشت اما طول اين يكي بالغ بر 120 سانتي متر بود. در حدود 12 كيلوگرم وزن داشت وبه خوبي مي شد آنرا مورد مطالعه قرار داد. بر اساس گزارشي كه دانشمندان پس از مطالعه و مشاهدات كارشناسي كه روي اين موجود عجيب انجام دادند، به دولت انگليس فرستادند.                                                                               

مشخصات اين جانور به شرح زير تعيين شده بود... داراي چشماني درشت و دهاني بزرگ با دندان هاي تيز وبسيار قوی ، مانند ماهي داراي آبشش است. ولي به جاي فلس بدنش از يك لايه ی پوست صورتي رنگ پوشيده شده كه شباهت بسيار زيادی به پوست يك خوك بسيار جوان دارد. ولي آنچه بيش از هر چيز در اين جانور جلب توجه مي كرد ، دو پاي كوتاه او بود كه به 5 انگشت كوچك منتهي مي شد. انگشت مياني بلند تر و انگشتان ديگر به ترتيب كوتاه تر بودند. اگر علم قادر بود كه اين موجودات ناشناخته را شناسايي كند هيچگاه اين گزارش فاش نمي شد.هيولا يا به قولي آبزي عجيب جزيره ی كانوي برای هميشه در اذهان باقی ماند و محققان تنها به اين گفته بسنده كردند : اين موجود صرفا نمونه ای از گونه های نادر آبزی است كه به درستي شناسايي نشده اند.

 

              

 

منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 19:30  توسط مجید | 
 
مطالبی بسیار جالب درباره اکسولوتل عجیب ترین ماهی دنیا که میخندد و دست و پا دارد...!!
 
axolotl


اکسولوتل عجیب ترین ماهی دنیا که میخندد و دست و پا دارد




اکسولوتل( Axolotl ) مخلوق کوچک و ناشناخته که محبوبیت زیادی بعنوان یک حیوان خانگی دارد. این حیوان به “ماهی راه رونده مکزیکی” مشهور است، اکسولوتل همانند قورباغه و وزغ واقعا دوزیست است.

معمولا تولید مثل دوزیستان با تولید تخم و تبدیل تخم به لارو و بعد بالغ شدن همراه است درحالی که اکسولوتل در تمامی عمرش لارو باقی میماند و اگر رشد کند بالغ نمیشود. اکسولوتل خویشاوندی نزدیکی با سمندر مکزیکی دارد، سمندر در جزیره زندگی میکند اما اکسولوتل کاملا وابسته به آب می باشد. هردو آنها دارای شش میباشند اما تنفس اصلی آنها بیشتر از آبشش است که در طول بدن و در میان پوستشان قرار دارد.

اکسولوتل فقط هر دو یا سه روز یکبار نیاز به غذا دارد. غذای آنها تشکیل شده از بچه قورباغه(لارو قورباغه)، حشره نرم، کرم و ماهیان کوچک همچنین گوشت خام چرخ کرده را نیز میتوانند بخورند. آکواریومی که شامل اکسولوتل باشد باید حداقل 15 تا 20 سانتیمتر عمق و بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد دما داشته باشد. هیچ ماهی دیگری نباید در آکواریوم باشد چون ازطرف اکسولوتل مورد حمله قرار گرفته، خورده یا زخمی میشود، همچنین اگر تعداد زیادی اکسولوتل در تانک باشد حتما با هم درگیر میشوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 18:12  توسط مجید | 

                                  عجیب ترین مومیایی ها
  
دیدن یك مومیایی شاید به تنهایی وهم برانگیز باشد، حال اگر قرار باشد موزه‌ای از مومیایی‌های تاریخی در مقابل انسان قرار بگیرد، دیگر بحث از یك وهم كوچك فراتر می‌رود. موزه مومیایی...

مرده‌هایی‌كه حافظه تاریخ هستند
اولین كلمه‌ای كه پس از شنیدن كلمه مومیایی به ذهن شما می‌آید چیست؟ لابد تصویری از فیلم‌های هالیوودی؛ انسان‌هایی متعلق به دوره مصر باستان كه با پارچه‌های به بدن آویخته و صورت‌های پوشیده شده با پارچه، به دل مخاطب خود وحشت می‌‌اندازند. اما در واقعیت مومیایی‌ها چیزی متفاوت با این تصویر فانتزی و كلیشه‌ای هستند.

شاید برای بسیاری سخت باشد كه یك مومیایی واقعی می‌تواند كت و شلوار پوشیده با آراستگی هرچه تمام‌تر در جایی نشسته باشد. یا از دیگر سو شاید اصلا برای بسیاری تركیب «مومیایی طبیعی» قابل هضم نباشد وقتی آنها همیشه تصور می‌كنند مومیایی‌ها همیشه بدنشان با مومیا یا فرآورده حیات بخشی برای زندگی ابدی كه كاهنان مصر باستان به آن دست یافتند، اندود شده باشد.
در علم باستان‌شناسی، مومیایی‌های طبیعی در واقع انسان‌هایی هستند كه به واسطه شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی پس از مرگ، اجسادشان به همان شكلی كه در زمان حیات بوده بدون تجزیه محافظت شده و از خطر از بین رفتن محفوظ مانده‌اند.
شاید به همین سبب باشد كه باستان‌شناسان از طریق مومیایی‌های طبیعی به رمز و راز‌های بسیاری از زندگی انسان‌ها در دوران مختلف پی‌می‌برند و شاید به همین علت باشد كه انسان‌شناسی نیز یكی از زیرشاخه‌های اصلی علم باستان‌شناسی است.
در این مطلب برجسته‌ترین كشفیات علم باستان‌شناسی در زمینه مومیایی‌ها كه پس از كشف، سر و صدای زیادی را نیز به دنبال داشته است، با هم می‌خوانیم. جالب اینجاست كه مردان نمكی ایران هم براساس گزارش دانشگاه آكسفورد ازجمله مومیایی‌های مهم تاریخ باستان‌شناس جهان به شمار می‌روند.


مردان نمكی، برترین مومیایی‌های طبیعیشاید اگر تیغ‌های بولدوزر معدن نمكی در چهرآباد زنجان نبود، بخش مهمی از تاریخ باستان‌شناسی جهان در حوزه مومیایی‌های طبیعی پنهان می‌ماند. كشفی كه هرچند یك اتفاق ساده باعث آن شد، اما در ادامه همین اتفاق ساده فعالیت ماشین‌های بزرگ حمل سنگ نمك آسیب‌های زیادی به قدیمی‌ترین مومیایی‌های طبیعی جهان وارد كرد.
خاصیت شیمیایی نمك باعث می‌شود محیطی تجزیه‌ناپذیر برای نباتات به وجود بیاید و همین مساله باعث شد تا مردان نمكی نیز رویین‌تن شده و هیچ وقت تجزیه نشوند.
نمك در عصر باستان عنصری گرانقیمت و حیاتی برای مردم به شمار می‌رفت. گرچه استحصال نمك نیز در آن زمان مشكلات زیادی به همراه داشت و مردان قوی هیكلی را طلب می‌كرد كه بتوانند از كوه‌ها بالا بروند و البته در میان معادن به كشف بپردازند. مردان نمكی ایران نیز همان كارگرانی هستند كه نزدیك به 3 هزار سال پیش برای استخراج نمك به معدن رفتند و دیگر باز نگشتند. تاكنون 6 مرد نمكی در اطراف معدن چهرآباد زنجان كشف شده است.
چندی پیش 8 نمونه از پارچه‌هایی كه در لباس مردان نمكی استفاده شده است و همچنین بافت‌های نرم بدن آنها برای انجام آزمایش‌هایی كه قدمت اجساد را مشخص كند به دانشگاه آكسفورد فرستاده شد كه در انتها مشخص شد مرد نمكی شماره 2 تقریبا همزمان با مرد شماره یك در 1800 سال پیش یعنی اواخر دوره اشكانی در معدن مدفون شده است.
بر خلاف تصوری كه پیش از این وجود داشت نتیجه آزمایش روی مردان شماره 3 و 4 نیز نشان داد آنها حدود 500 سال پیش از مردان شماره 1 و 2 یعنی تقریبا 2300 سال پیش و نزدیك به دوره هخامنشی در اثر ریزش معدن مرده‌اند. نتیجه آزمایشات حاكی از آن بود كه معدن چهر آباد نخستین بار در حدود 2500 سال پیش مورد بهره‌برداری قرار گرفته و 2300 سال پیش نیز برای نخستین بار ریزش كرده است.
بر اساس عقیده باستان‌شناسان مردان نمكی شماره 3، 4 و 5 در نخستین ریزش معدن كشته شدند و وقتی حدود 500 سال بعد دوباره معدن به بهره‌برداری می‌رسد، یك بار دیگر ریزش كرده و مردان شماره 1 و 2 را زیر آوار مدفون می‌كند. مردان‌ نمكی به واسطه نوع مومیایی شدنشان نمونه‌ای كامل و بی‌نقص از مومیایی‌های طبیعی در دنیا به شمار می‌روند كه حتی تنه به مومیایی طبیعی مرد یخی یكی از قدیمی‌ترین مومیایی‌های طبیعی جهان نیز می‌زنند.

مرد یخی اوتزی
موضوع بسیار ساده بود. 5300 سال پیش، مردی برای شكار به كوه می‌رود و البته نمی‌داند چند مرد برای قتلش به دنبال فرصت مناسبی می‌گردند. تمام ماجرای مومیایی طبیعی مرد یخی همین چند سطر بود.
باستان‌شناسان یخ زدن سریع در هوای بسیار سرد و بوران شدید را باعث مومیایی شدن مرد اوتزی می‌دانند.
مرد اوتزی (Otzi) كه او را مرد یخی نیز می‌نامند، 3300 سال پیش از میلاد می‌زیست. او هم‌اكنون قدیمی‌ترین مومیایی طبیعی اروپا نام گرفته است. در واقع اوتزی نمونه بسیار خوبی برای نشان دادن پیشرفت‌های انسانی در عصر مس به شمار می‌رود.
جالب آن است كه در كنار اوتزی 5300 ساله، یك تبر مسی نیز پیدا شده است. یك كمان با تیر و چاقویی در كنارش به همراه كفش‌هایی كه بتواند روی برف با آن راه برود. همچنین باستان‌شناسان در كنار مرد یخی وسایل ابتدایی آتش درست كردن را نیز پیدا كردند.
باستان‌شناسان هنوز علت اصلی مردن این مومیایی 5300 ساله را كشف نكرده‌اند، اما تیری كه در شانه وی فرو رفته، به دلایل فراوان علت اصلی مرگ او بوده است. روی انگشت شست دست این مومیایی طبیعی جای بریدگی عمیقی وجود دارد كه پژوهشگران به دنبال كشف علت آن هستند. جالب آن است آزمایش DNA از روی لباس این مرد یخ‌زده، خون 4 نفر دیگر را نشان می‌دهد كه باستان‌شناسان مدت‌ها به دنبال علت آن بودند. باستان‌شناسان معتقدند اوتزی بی‌نوا در حال نبرد با 4 نفر بوده است و در نزاعی نابرابر به قتل رسیده است. باستان‌شناسان آخرین غذایی كه مرد یخی خورده است را از معده او بیرون آوردند كه بر همین اساس مرد بیچاره یخی در روز آخر عمرش تنها مقداری میوه به همراه مقداری جو و البته چرم بسیار نازكی از بز كه كوهنوردان برای جلوگیری از گرسنگی می‌جوند، خورده بود و بس.

توت عنخ امونمنصفانه نیست وقتی از مومیایی‌ها حرفی به میان می‌آید، یادی از توت عنخ امون مصری نشود.
در علم باستان‌شناسی مومیایی‌های طبیعی در واقع انسان‌هایی هستند كه به واسطه شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی پس از مرگ اجسادشان به همان شكلی كه در زمان حیات بوده بدون تجزیه محافظت می‌شوند
در سال 1922 باستان‌شناس انگلیسی به نام هوارد كارتر هنگام حفاری‌های باستانی در نزدیكی الاقصر، مقبره توت عنخ امون را كشف كرد. توت عنخ امون از فرمانروایان سلسله هجدهم مصر بود كه در حوالی سال 1348 پیش از میلاد به سلطنت رسید. جسد مومیایی شده این فرعون در تابوتی به طول 180 سانتی‌متر قرار داشت كه حاوی 1065 كیلوگرم طلا بود. روی نوارهای صورتش، صورتك بسیار زنده‌نمایی از طلا و پر از جواهرات قرار داده بودند. مجموعه شگفت‌آوری از انگشتر و گردنبند و طلسم و زینت‌آلات نفیس در لابه‌لای پارچه‌های كفن یافت شد. اندام‌های داخلی بدن فرعون را در آورده و پس از مومیایی كردن در یك صندوق جداگانه از جنس رخام گذاشته بودند. مومیایی و تابوت هنوز در مقبره هستند و طلا و جواهرات در موزه ملی مصر سال‌هاست در قاهره به نمایش گذاشته شده‌اند.


موزه مومیایی‌ها در مكزیكدیدن یك مومیایی شاید به تنهایی وهم برانگیز باشد، حال اگر قرار باشد موزه‌ای از مومیایی‌های تاریخی در مقابل انسان قرار بگیرد، دیگر بحث از یك وهم كوچك فراتر می‌رود. موزه مومیایی مكزیك كه فعالیت رسمی خود را از سال 1865 آغاز كرد و البته تا سال 1958 فعالیت داشت، همین موزه تاریخی است. شكل‌گیری این موزه نیز در جای خود قابل توجه است. سال‌ها پیش در شهر كوچك گوآنا خوآتو در مكزیك مقرراتی وضع شد تا از خویشاوندان مرده‌هایی كه دارای قبر رسمی در گورستان شهر هستند، مالیات اخذ شود. اما خویشاوندان مردگان تنها به مدت 3 سال توانستند مالیات قبرهای خویشاوندان خویش را بدهند و سپس تصمیم گرفتند قبرهای خویشاوندان خویش را بشكافند و جنازه‌ها را برای دفن در گورستانی دیگر بیرون بكشند.

اما آغاز این كار در 9 ژوئن 1865 با موضوعی خارق‌العاده همخوان شد. آنها در گوشه‌ای از گورستان به طور اتفاقی با تپه‌ای از جنازه‌های مومیایی شده كه به صورت كامل مومیایی شده بودند، روبه‌رو شدند. همین مساله باعث شد سیل باستان‌شناسان به این محل روانه شود. تمام اجساد تاریخی كشف شده در این محل با مایع مومیایی اندود شده بودند كه نشان از سبقه تاریخی در این محل می‌داد.
كشف مومیایی در مكزیك صحبت جدید بود، اما بسیاری بر این عقیده بودند كه این مساله می‌تواند مومیایی كردن در امپراتوری اینكاها را به اثبات برساند. این امپراتوری زمانی بخش بزرگی از آمریكای جنوبی از جمله پرو و بولیوی امروزی تا مركز شیلی و بخش‌هایی از آرژانتین را در برمی‌گرفت كه 1532 میلادی با تهاجم اسپانیایی‌ها فروپاشید.
برای بسیاری شگفت‌‌آور بود كه گورستان محلی این شهر تمامی جنازه‌های مومیایی شده را در زیرزمینی نگهداری كرده است؛ اما چیزی نگذشت كه راز این مومیایی‌های تاریخی نیز كشف شد. همه این مومیایی‌ها مومیایی‌های طبیعی بودند كه بر اثر نوع اقلیم و جغرافیای این شهر به طور طبیعی مومیایی شده بودند.
شاید برای بازدیدكنندگان از این موزه (قبرستان) بازدید از یك مومیایی كودك بیشتر از دیگر مومیایی‌ها قابل توجه باشد. این مومیایی در واقع در جهان به عنوان كوچك‌ترین مومیایی دنیا شناخته می‌شود. این مومیایی كمی بزرگ‌تر از یك قرص نان است و به طور طبیعی مومیایی نشده و باز هم رازهای بسیاری را در مقابل باستان‌شناسان قرار داده است.

مومیایی راهب ژاپنیمومیایی‌ها شاید در تاریخ باستان‌شناسی ژاپن جایی نداشته باشند، اما این كشور چند مومیایی طبیعی دارد كه از چند هزار سال قبل با عنوان مومیایی‌های راهب شوكوشینبوتسو (Sokushinbutsu) شناخته می‌شوند.
مومیایی شینویوكای شونین Shinnyokai Shonin مشهورترین این مومیایی‌های تاریخی است كه در مقبره دایینیچی بو در كوه مقدس یودون نگهداری می‌شود.
بر اساس تحقیق باستان‌شناسان، این مومیایی باستانی به نوعی خود مومیایی شده است، زیرا براساس رسمی قدیمی در آیین بودا او می‌بایست برای جاودانه شدن در 3 سال آخر عمرش تنها خشكبار و غلات ویژه و پوست و ریشه درختی خاص را مصرف كرده و تنها چایی سمی را می‌نوشید كه از شیره ضعیف شده درختی به نام اوروشی تهیه می‌شد. جالب اینجا بود كه این سم هر روز در كاسه‌ای ریخته می‌شد كه درجه‌بندی شده بود و هر روز بر مقدار سم افزوده می‌شده تا بدنش به طور كامل از درون خشك شود. این موضوع ادامه می‌یافت تا این‌كه راهبه در قبری می‌رفت كه تنها كمی از قدش بزرگ‌تر بوده و البته به حالت لوتوس به انتظار مرگ ‌نشسته است. این انتظار ادامه می‌یافت تا راهبه هر روز زنگی را به صدا درمی‌آورد تا دیگران متوجه شوند كه او هنوز زنده است. روزی كه صدای زنگ دیگر نمی‌آمد اطرافیان دریچه مقبره را با این هدف كه راهبه به طور كامل مومیایی شده است با گچ می‌بستند.
كوهی كه این مومیایی در آن نگهداری می‌شود در واقع به واسطه ویژگی‌های اقلیمی اطرافش در بهار هوا ذرات اسید آرسنیك دارد كه در نگهداری این مومیایی‌ها به خودی خود كمك می‌كند.


راهب‌های دخمه صومعه سیسیلاما از دیگر سو، یك اتفاق بسیار ساده باعث شد تا چندی پیش بزرگ‌ترین مجموعه مومیایی‌هایی عصر جدید كشف شوند. این اتفاق در حالی افتاد كه دخمه صومعه سیسیل ایتالیا گشوده شد و بازدیدكنندگان از این دخمه، نزدیك به 8 هزار جسد مومیایی شده در حالی كه با میخ‌های درشت به دیوار آویخته شده بودند را كشف كردند.
باستان‌شناسان در بدو ورود با اتاقی روبه‌رو شدند كه پر بود از اسكلت‌های بی‌شمار انسان‌هایی كه كنار هم ایستاده بودند و نكته قابل توجه آن بود كه تمامی مومیایی‌ها بر اساس شغلی كه داشتند كنار هم قرار گرفته بودند. آنها در بدو ورود با اتاقی مربوط به دكترها، اتاقی مربوط به زنان، اتاقی مربوط به دخترهای ازدواج نكرده و البته اتاقی نیز مخصوص كودكان روبه‌رو شدند.
باستان‌شناسان پی‌بردند این اجساد كه به طور طبیعی مومیایی شده‌اند مربوط به مراسمی مذهبی هستند كه در نوع خود بی‌نظیر است.
براساس اطلاعات به دست آمده، قدیمی‌ترین نعش موجود در این مقبره مربوط به راهبه سیلوسترو گابیو مربوط می‌شود كه سال 1599مرده است. باستان‌شناسان او را سرسلسله جمع شدن این همه مومیایی كنار هم می‌دانند. او معتقد بود هوای خشك می‌تواند باعث ایجاد مومیایی طبیعی در انسان‌ها و البته زندگی دائمی آنها شود. به همین علت جنازه‌ها را از دیوار آویزان می‌كرد تا مایعات درون بدن آنها بتدریج خارج شود و سال‌ها بعد جنازه‌هایی كه مانند میوه‌های خشك شده تغییر حالت داده بودند را با سركه می‌شست و بعد از آن بود كه لباس‌های مردگان را برای ایستادن همیشگی‌شان در حالت مومیایی تنشان می‌كرد.


مومیایی مسافراما وقتی از مومیایی‌های طبیعی كمی دور می‌شویم به مومیایی‌های مدرن نزدیك می‌شویم.
مومیایی بعدی در واقع شاید مشهورترین مومیایی مدرن باشد كه شاید بسیاری در مورد ماجرای اعجاب برانگیز آن باخبر باشند.

ولادمیر ایلیچ لنین، رهبر انقلاب بولشویك‌های روسیه همین مومیایی مشهور است كه در 21 ژانویه 1924 مرد.
شاید او هرگز باور نمی‌كرد در مقابل نگاه كمونیستی او كه به زندگی پس از مرگ باور نداشت، بسیاری از همفكرانش می‌خواستند با مومیایی كردن او به زعم خودشان جاودانه‌اش كنند. او وقتی مرد دولت كمونیستی آن زمان تصمیم گرفت برای آن‌كه همیشه نگاه مردم به جنازه رهبرشان بیفتد، آن را مومیایی كنند. به همین منظور در سال 1930 قبر لنین پس از دفن دوباره نبش شد تا به شهر تیمن در شمال روسیه و در سیبری انتقال یابد. اما سران كمونیست تصمیم گرفتند در این انتقال، جسد با مواد مومیایی اندود شود تا جنازه برای انتقال سالم بماند. روسیه در آن زمان زیر حملات نازی‌ها و بیشترین حجم فشار به سمت سیبری نشانه رفته بود. به همین منظور در مارس 1945 هیات حاكمه بر اتحاد جماهیر شوروی قانونی را تصویب كرد كه براساس آن جنازه لنین را از سیبری دوباره به مسكو بازگرداند. این بار برای آن‌كه مومیایی اصلا آسیب نبیند گروهی ویژه از مومیایی كارهای حرفه‌ای آن زمان كه پدر و پسری معروف بودند موظف به انجام این كار شدند. ایلیا زبارسكی و پسرش بوریس زبارسكی به طور اختصاصی به مومیایی كردن بدن لنین پرداختند.
این گروه ویژه از آن به بعد مقرراتی را برای نگهداری از این مومیایی وضع كردند تا تابوت وی در دمای 16 درجه سانتی‌گراد و رطوبت 80 تا 90 درصد نگهداری شود. بر اساس این مقررات می‌بایست هفته‌ای یكبار بدن مومیایی شده با یك مایع ملایم گندزدا پوشیده شود تا پوست لنین از هرگونه آسیبی دور بماند. جالب آن بود قرار بود هر 18 ماه یك ماه بدن در حمامی از گلیسیرین و پتاسیم به مدت 30 روز گذاشته شود.
در این مدت لباس‌های لنین به دقت هرچه تمام‌تر شسته و اتوكشی خاصی می‌شود. جالب آن است كه هر 3 سال یكبار لنین دارای یك دست كت و شلوار نو می‌شود.
ناراحت‌كننده است كه پس از بحران اقتصادی جهان كه فراگیر شده مسوولان تهیه وجوهات برای نگهداری و حفاظت از جسد مومیایی لنین دوران سختی را پشت‌سر گذاشتند و نتوانستند كت و شلوار ابریشمی نویی برای وی تهیه كنند.


فیلسوف مومیاییمصریان باستان اعتقاد داشتند حفظ بدن مومیایی شده، روح را بعد از مرگ قدرتمند ساخته و این روح قدرتمند شده می‌تواند به جسد بازگردد. این جمله كلیشه بسیاری از مطالبی است كه با موضوع مومیایی همراه است. این تفكر اما سال‌ها بعدتر از حكومت فرعون‌هایی كه می‌خواستند برای همیشه زنده بمانند بر انسان‌های مدرن نیز تاثیر گذاشت.
سال‌ها بعد از مومیایی شدن توت آنخامون فرعون مصری، این بار ایده مومیایی شدن توسط جرمی بنتهام، فیلسوف اخلاقگرای انگلیسی محقق شد تا وی در كنار این اندیشه معروف كه وظیفه قانونگذار باید این باشد كه حداكثر خوشی و آسایش را برای حداكثر افراد تامین كند به این موضوع بیندیشد كه راستی مومیایی شدن چه طعمی دارد.
وقتی این فیلسوف كهنه كار انگلیسی در 6 ژوئن 1832 درگذشت وصیتنامه‌ای نوشت كه سال‌ها بعدتر از وی اسطوره‌ای در میان مومیایی‌های جهان ساخت.
بنتهام در وصیتنامه‌اش از خویشاوندانش خواست پس از مرگ، تمامی ثروتش به بیمارستانی محلی در انگلیس داده شود، اما شرط او این بود كه همیشه در جلسات هیات مدیره حاضر باشد.
وی دكتر هاوارد اسمیت را برای تدارك مومیایی جسد خویش انتخاب كرد. اسمیت اسكلت را مهیا كرد و یك شبیه مومی از سر بنتهام ساخت و به آن چسباند، سپس لباس و كلاه مناسبی هم برایش تهیه كرد. به این ترتیب 92 سال تمام جرمی بنتهام در تمام جلسات حضور یافت.
اما سال‌ها بعد باستان‌شناسان به رمز و رازی جدید در مورد این مومیایی پی بردند. این‌كه متاسفانه مومیاگر انگلیسی صد‌ها سال قبل بخوبی نتوانسته بود از عهده این كار برآید. سر این فیلسوف به طور درست مومیایی نشده و وی مجبور شده بود سر مصنوعی برای بدن این فیلسوف ایجاد كند. وی برای این كار سر اصلی را مدتی پنهان كرده بود، ولی در انتها مجبور شد در مقابل بدن اصلی این مومیایی قرار دهد. باستان‌شناسان اكنون سر اصلی این مومیایی را برای جلوگیری از تجزیه‌های احتمالی به محیط امنی غیر از اتاق جلسات هیات مدیره آن بیمارستان انتقال داده‌اند.

 

منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 15:3  توسط مجید | 
 نسناس در احادیث در کتاب‏هاى بحارالانوار، کافى و شرح آن، مناقب آل ابى طالب، الجواهر السنیة، مستدرک سفینة البحار، نهج‏السعادة، کلمات الامام الحسین، مکاتیب الرسول، میزان الحکمة و... روایت‏هایى درباره «نسناس» آمده است. در ذیل چند مورد از آن روایت‏ها را ذکر مى‏کنم، سپس به تحلیل و ارزیابى آنها مى‏پردازیم:
1. روایتى از امام على(ع) نقل شده، حاصلش این است که: «خداوند وقتى اراده کرد آدم را بیافریند، از عمر زندگى جن و نسناس بر روى زمین هفت هزار سال گذشته بود که آدم را از میان طبقات آسمان‏ها بیرون کشید و به ملائکه فرمود: به ساکنین زمین از جن و نسناس نظر کنید...»، (بحارالانوار، ج 11، ص 103، نشر بیروت، موسسه وفاء).
گرچه در این روایت، نسناس در کنار «جن» به کار رفته و موهم این معنا است که نسناس مانند جن، موجودات مستقلى است؛ ولى این توهم درست به نظر نمى‏رسد؛ زیرا خود حضرت در آخر حدیث، مى‏فرماید: خدا فرمود: «من جانشینى را خلق مى‏کنم که از او انبیاى مرسل و بندگان صالح پدید مى‏آیند و... من نسناس را از زمین جدا مى‏کنم و آن جا را از وجود آنها پاک مى‏سازم و جن‏هاى نافرمان را از خشکى منتقل مى‏کنم...» محل شاهد در این است که مى‏بینیم تکیه‏گاه اصلى امام(ع) در این فقره از سخنان و فقرات بعدى آن، بر روى نافرمانى است و در همه آنها، کلامش را روى «جنّ» متمرکز مى‏کند و دیگر سخنى از نسناس به میان نمى‏آورد. از این جا مى‏توان فهمید که نظر امام از به کار بردن نسناس، قومى غیر جن نبوده، بلکه همان جن‏اند که خداوند به علت نافرمانى، آنها را از بین برد.
2. شخصى از امام على(ع) درباره ناس، اشباه الناس و نسناس پرسید، امام فرمود: یا حسن پاسخ سؤال این شخص را بده، امام حسن(ع) فرمود: ناس همان پیامبر است، زیرا خداوند فرمود: ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ اَلنَّاسُ‏ (بقره، آیه 199) و ما هم از آن هستیم، و اشباه الناس هم پیروان ما است، و نسناس نیز همین مردمان انبوه‏اند که خدا فرمود: أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُ‏ (اعراف، آیه 179؛ تفسیر فرات کوفى، ص 8؛ کافى، ج 8، ص 244).
نکته‏اى که از این حدیث استفاده مى‏شود این است که «نسناس» در کلام امام(ع) به معناى انسان‏هاى بیچاره، منحرف و گمراه دانسته است، زیرا امام واژه «نسناس» را در مقابل «ناس» به معناى پیامبر و ائمه(ع) و «اشباه الناس» به معناى پیروان آنان به کار برده است از آن معلوم مى‏شود که «نسناس» یک نوع موجودات غیر انسانى نیستند؛ بلکه آدم‏هایى‏اند که در مسیر پیامبر و عترت او گام بر نمى‏دارند، (بحارالانوار، ج 24، ص 94 و 95، حدیث 1 و 2).
3. روایتى هم هست که در آن جا اشعارى از امام على(ع) نقل مى‏شود که در یک بیت از آنها کلمه «نسناس» به کار رفته است: {
Sلستُ الى النسناس مستأنساً# لکنّنى آنس بالناس‏S} این حدیث هم نمى‏تواند واقعیت‏دار بودن نسناس را ثابت بکند، زیرا این روایت نیز مثل حدیث قبلى، داراى قرینه است و آن این که آن حضرت، نسناس را در مقابل ناس قرار داده است. روشن است که «ناس» به معناى انسان اعمّ از گمراه و غیر آن، نمى‏تواند مقصود امام باشد. پس مراد از نسناس، همان انسان‏هاى مفسد روى زمین‏اند که امام هرگونه «انسیّت» را میان خود و آنها طرد کرده و خود را همراه و همگام با «ناس» (پیامبر) معرفى مى‏کند، (بحارالانوار، ج 49، ص 112، ح 1؛ مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 361). 4
4. امام على(ع) در پاسخ کسى که درباره مخلوقات قبل از آدم سؤال کرده بود، فرمود: «بله، خداوند در آسمان و زمین، مخلوقاتى داشت که او را تسبیح مى‏کردند. سپس ملائکه روحانى را خلق نمود، و آن گاه جنّیان روحانى را که داراى بال بودند، آفرید که از ملائکه پایین‏تر بودند... و بعد مخلوقاتى را پایین‏تر از جن آفرید که ابدان و ارواح داشتند؛ ولى بى بال بودند. این‏ها که مى‏خورند و مى‏آشامند، نسناس‏اند و به خلق جنّ شباهت دارند و در عین حال از انس به شمار نمى‏آیند...». این حدیث هم نمى‏تواند بر واقعیت دار بودن نسناس (انسان نما) دلالت بکند؛ زیرا اوّلاً خود حضرت در کلامشان فرمودند که اینها از طایفه انس محسوب نمى‏شوند. ثانیاً: نهایت امرى که این حدیث بر آن دلالت دارد، این است که نسناس طایفه‏اى از جن بودند که بر خلاف جنّیان پیشین، قدرت پرواز نداشتند و خداوند به سبب فساد آنها را نابود کرد، (بحارالانوار، ج 54، ص 323). 5. علامه مجلسى در توضیح حدیث منقول از امام صادق(ع): «ان اشدّ الناس بلاءً الانبیاء ثم الذین یلونهم ثم الامثل فالامثل‏»، مى‏فرماید: مراد حضرت از ناس، همان انبیا، اوصیا و اولیا هستند و آنان ناس حقیقى‏اند و بقیه ناس نسناس‏اند، (بحارالانوار، ج 64، ص 200، ح 3).
بررسى سخن علامه: بر اساس همان قرینه‏اى که در احادیث قبلى گذشت، در اینجا هم طبق آن مى‏گوییم. منظور از نسناس، مردمان گمراه و منحرف‏اند. از آنچه گذشت، این نتیجه را مى‏گیریم که به طور یقین نمى‏توانیم از آن احادیث چنین استفاده کنیم که: «نسناس» یک نوع موجودى است که غیر از انس و ملائکه و جن است، بلکه نسناس یا در واقع نوعى از جن‏اند که نسل آن‏ها با خلقت آدم منقرض گشت و یا نسناس صفتى است که بر انسان‏هاى منحرف اطلاق مى‏گردد.
در این جا دو نکته شایان توجه است:
الف) ابن ابى الحدید شارح نهج‏البلاغه از امیرالمؤمنین(ع) نقل مى‏کند: مالى اسمع حسیساً و لا ارى‏ انیساً! ذهب الناس و بقى النسناس‏؛ چه شده، من صداى حرکتى را مى‏شنوم، ولى انسان مهربانى را نمى‏بینم، مردم رفتند و نسناس باقى ماندند. گفتنى است که زمخشرى همین عبارت ذهب الناس و بقى النسناس را از ابن اثیر در نهایة اللغة به نقل از ابى هریره نقل مى‏کند، (ر.ک: زمخشرى، الغایق فى غریب الحدیث، ص 427، نشر دار الفکر بیروت). اما این عبارت هم از دلالت کردن بر واقعیت وجودى نسناس، ناتوان است؛ به جهت این که:
اولاً کلام منسوب به امیرالمؤمنین(ع) به تصریح خود ابن الحدید، خالى از واقعیت است، زیرا فاقد آن جزاست و فصاحت لازم در سخنان آن حضرت است، (شرح نهج‏البلاغه، ج 5، ص 149، نشر قم، دار الکتب العلمیه).
دوم این که مقصود امام از نسناس، آدم‏هاى منحرف است.
سوم این که شخص ابى هریره از نظر حدیث شناسان شیعه معتبر نیست.
ب) احتمال داده شده که طائفه نسناس، همان قوم «یأجوج و مأجوج» است که در قرآن ذیل داستان «ذى القرنین» در آیه 94 از سوره «کهف» و آیه 96 از سوره «انبیا» آمده است. اما این احتمال درست نیست، زیرا هر چند که خوى یأجوج و مأجوج وحشى‏گرى و لطمه‏زدن بود؛ اما از آن تشابه، به طور یقینى نمى‏توان به مشابهت در جنس هم دست یافت. ثانیاً: خود روایات در شمردن اوصاف یأجوج و مأجوج، اختلاف دارند و در عین حال از آن اوصاف بیان شده، هیچ کدام بر نسناس قابل انطباق نیستند، (ر.ک: ترجمه المیزان، ج 13، ص 630).
ج) بررسى نسناس در تفاسیر: سخنان مفسّران در رابطه با نسناس، بیشتر در تفسیر آیه إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی اَلْأَرْضِ خَلِیفَةً
دیده مى‏شود. برخى در این میان، به مسأله مورد بحث اساساً اشاره‏اى نکرده‏اند (مانند علامه طباطبایى)؛ اما عده‏اى از آنان به صورتى خیلى گذرا، به موضوع نسناس پرداخته‏اند. حال سخنان این افراد چنین است:
اول. معناى واژه خلیفه، یکى از امور مورد اختلافى میان مفسران به شمار مى‏آید. گروهى از آنان معتقداند: خلیفه به معناى خلیفة الله است؛ زیرا همین معنا در آیاتى از قرآن، به کار رفته است: یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی اَلْأَرْضِ‏
، (ص، آیه 26)؛ وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِیهِ هارُونَ اُخْلُفْنِی فِی قَوْمِی‏ (اعراف، آیه 142)؛ وَعَدَ اَللَّهُ اَلَّذِینَ آمَنُولَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اَلْأَرْضِ‏، (نور، آیه 55)؛ وَ هُوَ اَلَّذِی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ اَلْأَرْضِ‏ (انعام، آیه 165). و جمله مشهور درباره انسان (انسان خلیفة الله) است. ابن مسعود، این معنا را اختیار کرده است، (تفسیر المیزان، ج 1، ص 148؛ تفسیر اطیب البیان، ج 1، ص 497؛ و المنار، ج 1، ص 257؛ المراغى، ج 1، ص 80؛ سبحانى، جعفر، تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن، ص 134).
روشن است که طبق این تفسیر، نمى‏توان درباره نسناس سخن گفت؛ زیرا آیه شریفه بر اساس فهم این گروه، از اشاره به زمان سابق بر انسان منصرف است و هیچ دلالتى ندارد. در مقابل، گروهى با این نگرش که انسان نمى‏تواند خلیفه خدا باشد، (تفسیر الفرقان، حول همین آیه و تفسیر من هدى القرآن، ج 1، ص 130)، گفته‏اند: خلافت به معناى جاى گزینى و قرار گرفتن شخصى در مقام دیگرى است. از این رو، خلیفه به معناى خلیفه خدا نیست؛ بلکه به معناى خلیفه قوم گذشته است. شاهد بر این مطلب آیات ذیل است: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا اَلصَّلاةَ{
(مریم، آیه 59)؛ فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا اَلْکِتابَ‏(اعراف، آیه 169)؛ ثُمَّ جَعَلْناکُمْ خَلائِفَ فِی اَلْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ‏ (یونس، آیه 14). و یا به معناى قومى است که برخى از آنها؛ بعضى دیگر را از طریق تولید و تناسل جانشین مى‏گذارند، (تفسیر ابن کثیر، ج 1/69، قول حسن بصرى).
روشن است که طبق معناى اخیر، بحث از نسناس بى مورد است؛ زیرا اساساً خلیفه، تنها به حال و آینده نظر پیدا مى‏کند؛ ولى بر اساس اینکه خلیفه به معناى خلیفه قوم گذشته باشد، بحث موضوعیت پیدا مى‏کند. نکته قابل توجّه این که خود قائلین به این معنا، در تعیین قوم گذشته، اختلاف نموده و در این زمینه روایت‏هاى مختلفى را بیان کرده‏اند.
گروه کمى از آنان گفته‏اند: فرشتگان پیش از آدم، ساکن زمین بودند؛ زیرا در آن زمان بعد از قلع و قمع جنّیان مفسد، دسته‏اى از فرشتگاه ساکن زمین شدند. در این زمینه احادیثى وارد شده است، (تفسیر گازر، ج 1، ص 61)؛ ولى گروه کثیرى گفته‏اند: جن پیش از آدم، در زمین سکونت داشتند. ابن عباس این مطلب را روایت کرده و آیه وَ اَلْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ‏
(حجر/27) را هم بر آن شاهد آورده است، (تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 51؛ تفسیر منهج الصادقین، ج 1، ص 156؛ تفسیر قرطبى، ج 1، ص 189؛ تفسیر مجمع البیان، ج 1، ص 147؛ تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 70؛ قصص قرآن مجید نیشابورى، ص 4؛ تفسیر حاج مصطفى خمینى، ج 4، ص 302 به بعد). سیوطى در کتاب «در المنثور» روایتى را ذکر مى‏کند؛ مبنى بر این که جن، از اولین ساکنان زمین بودند. در مقابل این قول، چهار گونه حدیث مخالف نیز در تفاسیر آمده است:
1. «قبل آدم مخلوقاتى بود که ابلیس از آنها به شمار مى‏رفت»، (تفسیر قمى، ج 1، ص 36؛ تفسیر روان جاوید، ج 1، ص 53)}.
2. «قبل از جن طائفه‏اى بود که از جن و انس و ملائکه به شمار نمى‏رفتند»، (تفسیر برهان، ج 1، ص 75، ح 7). 3. پیش از آدم، جن و نسناس بودند»، (تفسیر قمى، ج 1، ص 36؛ تفسیر صافى، ج 1، ص 71؛ قصص الانبیاء جزائرى، ص 29).
4. «قبل از طایفه جن، طایفه‏اى به نام بنّ وجود داشته است»، (ابن کثیر، قصص الانبیاء، ص 8). نکته‏اى که باید بدان توجّه کرد، این است که اگر قائل شویم که ابلیس خود از قوم جنّ است و قوم بنّ هم محتمل است که از طایفه جن باشد؛ مشکلى نسبت به بند اول و چهارم نخواهیم داشت. درباره بند دوم هم گفتنى است که در آن حدیث، اسمى از «نسناس» به میان نیامده است؛ لذا به طور قطع نمى‏توان گفت: آن موجودات، همان قوم نسناس بوده‏اند. بنابراین، حدیث فوق، از محل بحث خارج است. در رابطه با بند سوم، دیگر نمى‏توان گفت نسناس موجودات واقعى‏اند که در زمان‏هاى بعد از خلقت آدم وجود داشته یا دارند.
ب) مفسّران، نظرات گوناگونى را درباره منشأ و علت انتساب فساد و خونریزى براى انسان، از ناحیه ملائکه مطرح کرده‏اند. یک نظر مبتنى بر این است که ملائکه، با توجه به این که زندگى همراه با فساد و ظلم موجودات، پیش از آدم را مشاهده کرده بودند؛ درباره بنى‏آدم هم چنین حکمى را صادر کردند. قائلان این نظریه، احادیثى را مطرح مى‏کنند که بررسى تفصیلى آن در بخش قبلى گذشت. اما در مقابل، برخى مدعى‏اند که علت صدور این حکم از طرف ملائکه، دلایل دیگرى داشت؛ از جمله:
1. ملائکه از به کار رفتن واژه «ارض» در کلام خدا، فهمیدند که امر مادى نمى‏تواند از فساد و جنایت، دور باشد و امکان فساد در او هست.
2. خود خدا، ملائکه را در جریان خلقت آدم و آینده اولاد او قرار داده بود که این موجب سؤال از طرف ملائکه گردید.
3. ملائکه به عصمت انحصارى در خود قائل بودند و با طرح این موضوع، گمان مى‏کردند که این موجود بایستى به ظلم و جنایت هم آلوده گردد. معلوم است که تنها بر اساس این نظر که ملائکه فساد موجودات پیشین را مشاهده کرده بودند؛ بررسى موضوع نسناس معنا پیدا مى‏کند و طبق بقیه نظرات، موضوعى براى نسناس باقى نمى‏ماند. خلاصه، مى‏توان یکى از دو احتمال را پذیرفت:
الف) نسناس صفتى است که بر انسان‏هاى گمراه اطلاق مى‏گردد.
ب) نسناس طایفه‏اى از جن بودند که با خلقت آدم، نسلشان منقرض شد.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 23:26  توسط مجید | 
رفسور " ريگوئنا " در والنسيا در نزدیکی دریاچه ای به همین نام* که در حدود 32 کیلومتری جنوب غربی کاراکاس میباشد  ,اسکلتی را پیدا که جمجمه انها تخت بود .  ( سطح فوقانی جمجمه تخت بوده است )  

     جمجمه

 ابتدا تصور شد که صاحب این جمجمه ناقص الخلقه مادر زادی است . اما مدتی نگذشت که جمجمه های دیگر از جمله جمجمه ای متعلق به یک جنین با همان خصوصیات کشف شد . و با کشف بناهای یادبود برای انسانهای کله مخروطی,چنین استنباط میشود که سازندگان انها دارای قوهء بصیرت مضاعف بوده اند که برای دانشمندان امروز کاملا ناشناخته است . پرفسور " پاول برژایر  " در یکی از نوشته های روزانه خود چنین نوشته است : یکی از دوستان ما با نام " دنییل روزو " در سال 1952 عازم دشت لم یزرع "مارکاهواسی" واقع در غرب " کوردیلرادولاس " اند شد . تا کاوشهایی به عمل اورد . دشتی که فقط میتوان بر پشت قاطر به انجا رفت و وسعتی حدود 3 کیلومتر مربع دارد و در ارتفاع 1470 متری سطح دریا قرار دارد . " روزو " در انجا شکل حکاکی شده حیوانات و صورت انسان را در صخره ای یافت که فقط در نقطه انقلاب خورشیدی تابستان** نور افتاب روی انها افتاده و قابل رويت میگردند, و در غیر ان روز و انزمان در سایه و در تاریکی قرار گرفته و دیده نمی شوند!!! در میان ان کنده کاری ها شکل حیوانات دوران دوم زمین شناسی از قبیل سوسماران غول پیکر شیرها, لاک پشتها و شتر که در امریکای جنوبی ناشناخته است ( البته کاملا اینطور نیست زیرا بقایایی فسیل شده انها در قاره کشف شده است ) وجود داشت و در انجا یکطرف تپه ای را بصورت کله یک پیرمرد تراش داده بودند . وقتی از ان عکس گرفته و انرا ظاهر نمودند,فیلم نگتیو ان تصویر منور یک جوان را نشان میداد!! ایا این پدیده رابطه ای با نوعی مذهب ابتدایی داشته است.؟ تعین قدمت ان از طریق کربن-4 غیر ممکن است زیرا در "مارکاهواسی" هیچگونه بقایایی از موجودات زنده وجود ندارد, اما علم زمین شناسی قدمت انرا خیلی قدیمی تعین کرده است . "روزو " عقیده دارد که ان دشت مسکن تمدن " مسما " بوده است که احتمالا قدیمیترین نوع در روی زمین است . با توجه به این که ان تصاویر فقط در مواقع خاص و تحت تابش نور خورشید با زاویه به خصوص قابل رویت هستند,, در انصورت نمونه های مشابهی در قاره اروپا وجود دارند و شاید تعداد دیگری نیز باشند که نیاز به کشف شدن دارند . برای مثال در جنوب بریتانیا یک سری بنا های یادبود سنگی ماقبل تاریخ وجود دارند که مدت بیش از 40 سال مورد تجسس چند دانشمند از جمله "مارث سین جاست ", " ريکوارت ", " زکریالو روزیک " قرار داشت . انها متوجه علائم بخصوصی روی یکی از صخره های که معروف به " کرحم " میباشد , شدند . انها سال بعد مجددا به انجا برگشتند تا از انها عکس و تصاویر تعیه کنند,اما با کمال تعجب دریافتند که ان علائم محو شده اند . بهر حال یکی از متخصصین در انجا درنگ نمود و چند ساعت به نظاره ان سنگ پرداخت تا اینکه متوجه شد ان علائم به روی سنگ یواش یواش ظاهر میشوند!! بدین طریق دریافتند که بعضی از کنده کاریها روی سنگ ها در ساعات بخصوصی از روز و یا روز بخصوصی از سال قابل رويت اند . همچنین در " لاکماریاکوئر " سنگی از اینگونه بناهای یادبود وجود دارد که به نیمکت تجار معروف است و فقط در روزهای 16 و 17 ( معمولا 16 و 27 ماه های خورشیدی ) بعضی از ماه های به خصوص قابل رویت میشوند . تعداد کنده کاری های روی صخره موجود در هر قاره و عظمت کار ایجاد انها این توهم را بوجود می اورد که هنرمندان تراش دهنده انها دارای قدرت غول اسا و اسکنه غول پیکر بوده اند . برای مثال در ایتالیا "گایولیو فروسینی" به دو تا از این قبیل حجاری ها نام باکره صخره ها و به دیگری نیمرخ مرد داده اند که در الومایر نزدیک شهر روم واقع اند . کله حجاری دومی بصورت مخروطی است . درست مشابه " غول هاوی " در برزیل و اثار هنری مشابه دیگر در نقاط دیگر . پرفسور  پاول و برژایر میگویند که حجاریهای اسرار امیز که بعضی مواقع پدیدار می شوند و بعضی موافع ناپدید, احتمالا مربوط به نوعی مذهب ابتذلئی بوده اند . اما در مورد صورت " مارکاهواسی " چه توضیحی میتوانم بدهیم, که با چشم بدون مسلح پیر جلوه می نماید و با دوربین عکاسی جوان.؟ و درک این پدیده که یک هنرمند حتی بتواند با استفاده از تجهیزات و ابزار مدرن چنین اثر دو حالته را به وجود اورد مشگل است!! به زحمت میتوان تصور نمود که پیکر تراش ناشناخته باستانی دارای نعمت خدادادی " دید مضاعف " بوده است . به هر حال تعداد زیادی از اینگونه شگفتی های گذشتگان در انتظار کاشفان به سر میبرد .

    و با تشکر از دوست عزیزم جلال که این مطلبو در اختیار من قرار داد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 7:58  توسط مجید | 
در ماههای گذشته موجود عجیب و غریب در پاناما پیدا شد که حرف‌های زیادی درباره آن گفته می‌شود.

در سال گذشته نیز یک موجود عجیب و غریب در ساحل دریا در نیویورک پیدا شد که دانشمندان تاکنون نتوانسته‌اند اصلیت و خاستگاه آن را شناسایی کنند.

منظور دو عکس اول : بدن این موجود مو ندارد و به نظر می‌رسد پوست و سیمای بدنش، مانند کائوچو است. این موجود هیولای پاناما لقب گرفته است. گروهی از مقامات مسئول این موجود را با موجود عجیبی که قبلاً در نیویورک پیدا شده و به آن هیولای مانتوک لقب داده شده، مقایسه می‌کنند.
هیولای مانتوک نیز توسط امواج به ساحل دریا در نیویورک آورده شد. این موجود نیز دندان‌های تیز و پوست عجیب و غریبی مانند کائوچو دارد.

گزارش‌های صادره از پاناما نشان می‌دهد گروهی از جوانان این موجود عجیب و غریب را که چهار دست و پا از یکی از غارهای شهر سرو آزول، در شمال شهر پاناما خارج می‌شده، دیده‌اند. زمانی که این موجود به طرف جوانان آمده، برخی از آنان دچار ترس و وحشت شده‌اند و با عصا ضربه‌ای به او زدند که باعث مرگش شده است. آنها این موجود را به داخل برکه آب انداخته و محل را ترک کردند.
این افراد پس از مدتی دوباره به محل آمده و از این موجود عکس گرفتند که در پایگاه اینترنتی تلویزیون پاناما قرار داده شده است. عکس‌های منتشره از هیولای پاناما سؤالاتی را در ذهن خوانندگان برانگیخته و یکی از آنان حدس می‌زند که این موجود از سیاره دیگری آمده باشد.
یکی از عکس‌هایی که از هیولای پاناما گرفته شده، نشان می‌دهد که این موجود دست و پا و بدن انسان را دارد و عکس دوم نیز چشم، بینی، دهان و زبان او را به وضوح نشان داده است.
 
.............................................................................
 

البته عده ای با بررسی تصاویر این موجود و چنگال آن، معتقدند این چنگال شبیه به چنگال‌های اسلات (تنبل)

هست واین موضوع  شائبه  جعلی بودن تصاویر را افزایش می‌دهد.

پاناما   
تنبل   
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 15:26  توسط مجید | 
این تصویر فریمی است متعلق به یک قطعه فیلم معروف و جنجالی به مدت ۲ دقیقه و ۵۵ ثانیه که توسط فردی که خود را ((ویکتور)) معرفی کرده است و به صورت مخفیانه از پایگاه فوق سری (گروم لیک )واقع در منطقه ۵۱ مکانی که به گفته بسیاری از محققین مرکز ازمایش های سری دولت امریکا در رابطه با بشقاب های پرنده است خارج شده است. در این فیلم از یک موجود فرازمینی - از نژاد خاکستری ها - تحقیقاتی به عمل می اید.

  موجود فضاییموجود فضایی


ویکتور اذعان کرد چنانچه هویت اصلی او فاش شود بلافاصله توسط دولت به قتل خواهد رسید. (ادعای وی درست بود چرا که بسیاری از کسانی که اقدام به افشای این مسایل کرده اند توسط دولت ایالات متحده به قتل رسیده اند.)او به بسیاری از شبکه های خبری مراجعه کرد تا فیلم را برای عموم پخش کنند. ابتدا به شبکه خبری فاکس FoxTV مراجعه نمود. اما ان شبکه به علت مشکلاتی که قبلا به خاطر پخش فیلم مستند کالبد شکافی موجود فرازمینی برایش به وجود امده بود از قبول ان فیلم سر باز زد. ان مشکلات بخاطر ان بود که پس از پخش فیلم جنجالی میان موافقان و مخالفان ان فیلم به پا خاست و باعث شد اعتبار شبکه فاکس در نظر مخالفان صحت فیلم خدشه دار شود. و کمپانی فاکس نمی خواست بار دیگر متهم به دروغ پراکنی شود. ضمن ان که پخش چنین اخباری برای شبکه های معروف امریکا خشم دولت ان کشور را برایشان به ارمغان می اورد.سر انجام شبکه ای مستقل در لوس انجلس به نامRocketHome Pictures قبول کرد که در حضور یک کارشناس بشقاب های پرنده - دیوید مورتون - ان را برای عموم پخش کند . پس از پخش فیلم مورتون فیلم را برای بینندگان اینگونه تحلیل می کند:
فیلم صامت در محیطی نیمه تاریک فیلم برداری شده است. نیم رخ دو مرد نمایان است که یکی از انها یونیفرمی نظامی با یک درجه ستاره روی اپل شانه اش به تن دارد. و یک نفر دیگر که صورت خود را پوشانده و دست وی در تصویر مشخص است و به نظر می رسد که یک پزشک است. انها در محلی نشسته اند که سیمها میکروفونها و وسایل پزشکی در ان اتاق به چشم می خورد. نورهای ضعیفی نیز روی یک دستگاه چشمک می زند که به نظر میرسد ضربان یک قلب ضعیف را نشان می دهند. کل صحنه از پشت یک دیوار شیشه ای فیلم برداری شده است. طرف دیگر میز موجود کوچک قهوه ای رنگی با سر بزرگ و چشمان سیاه وجود دارد که چهره او برای هزاران نفر از ربوده شدگان اشناست. یک فرازمینی! وی سپس با بیان چند نشانه در حرکات ان موجود احتمال بیمار بودن ان را مطرح می سازد. ان گونه که از چهره ی وی پیداست دچار نوعی ناراحتی نیز می باشد.
وی ادامه می دهد : پوستش صورتی مایل به قهوه ایست اما قسمت سر ان موجود بنفش رنگ است و اثراتی از کوبیدگی روی ان دیده می شود به طوری که احتمالا از نوعی ناراحتی در قسمت جمجمه رنج می برد. فیلم ادامه پیدا میکند و در ادامه شاهد نوعی تشنج شدید در ان موجود می شویم. در لحظه ای از فیلم دهان ان موجود به خاطر اعمال پزشکان باز شده و مقداری از محتوای اب دهانش به بیرون میریزد. در این لحظه دستگاه نمایش ضربان قلب ان موجود ناگهان به طرز عجیبی یک نوسان شدید را نشان میدهد. در این لحظه مردی که لباس نظامی به تن دارد علامتی می دهد و دو پزشک دیگر بلافاصله به کمک می ایند. این قطعه فیلم ناگهان در قسمتی که پزشکان مشغول مداوای ان موجود هستند به پایان می رسد



واقعی یا دروغی؟صحت این فیلم از نظر افراد مختلف متفاوت است. بسیاری ان را حقیقی می دانند و بسیاری نیز جعلی. دیوید مورتون پس از دیدن فیلم متقاعد شد که فیلم حقیقی است به خاطر تطابق و همخوانی فیلم با اظهارات ربوده شدگان.
ان موجود شباهت بسیاری به موجوداتی دارد که ربوده شدگان تحت هپینوتیزم شکل و شمایلشان را باز گو کرده اند. این نوع معروف از فرازمینی ها که برای تمامی یوفولوژیست ها اشناست به خاکستری ها (
grey) معروفند . نشانه بعدی که صحت فیلم را تقویت می کند اطلاعاتی است که پایین فیلم به نمایش دردر می ایند .
DNI/27 و سمت راست ان اعدادی که به نظر می رسد برای نشان دادن ساعت و دقیقه و ثانیه به کار می روند DNI ممکن است به کلمه (اداره اطلاعات نیروی دریایی- Department of NavalIntelligence) دلالت کند . بخشی که در منطقه ۵۱ مشغول به کار است و بسیاری از مردم از فعالیت های ان و حتی وجود ان بی اطلاعند . ضمن این که جورج ناپ خبرنگار تلویزیون هم زمانی که جنجال باب لازار به راه افتاد(باب لازار از جمله دانشمندانی بود که مستقیما روی پروژه یوفو ها کار میکردو سپس تمامی اطلاعات خود را منتشر کرد و باعث جنجال بزرگی شد.) برای روشن شدن ادعاهای باب لازار چکهایی را که به او طی مدت زمان کار کردن در منطقه ۵۱ داده شده بود طی یک برنامه تلویزیونی نشان داد که روی تمام انها مهر DNI خورده بود. این مساله نیز صحت وجود چنین بخشی را در منطقه ۵۱ افزایش می دهد.
حالا می رسیم به ویکتور. کسی که به هیچ عنوان از ترس کشته شدن هویت خود را فاش نکرد. سوالی که مطرح می شود این است که وی چگونه توانست این فیلم را با وجود کنترل شدید از ان محل خارج کند؟ تهیه کننده برنامه ای که فیلم را برای عموم پخش کرد می داند که ویکتور چگونه فیلم را از پایگاه خارج کرد. ویکتور به وی گفته بود که او برنامه ریزی دقیقی انجام داد تا در لحظه ای که کسی نظارتی بر رویش ندارد فیلم ها را از روی نوار به سی دی و دی وی دی کپی کند. ضمنا وی عمدا صدای فیلم را حذف کرده تا مبادا هویت و امنیت خود و کسانی که در فیلم نمایش داده می شوند به خطر افتد.

وی ضمنا به تهیه کننده برنامه گفته بود که مردی که در اکثر صحنه های این فیلم کنار ان موجود ایستاده و دستش را به سمت سر خود می برد تله پات نیروی نظامی بوده که با حضور خود در انجا برقرای ارتباط تله پاتیکی برای کمک به ان موجود را به عهده داشته است
!(این نکته که موجودات فرازمینی با تله پاتی ارتباط برقرار می کندد امری حتمی و پذیرفته شده است.)
چون در فیلم ضعف و بیماری ان موجود کاملا اشکار بود برای همین تهیه کننده برنامه از ویکتور راجع به این که ایا ان موجود پس از ان واقعه مرده یا خیر سوال کرد. ویکتور جواب داد مطمئن نیستم. همین قدر می دانم که دیگر از ان موجود برای تحقیقات علمی و مصاحبه استفاده نکردند!

و در پایان طبق اظهارات ویکتور صداهای این فیلم که وی بنا به دلایلی انها را حذف کرده علاوه بر امنیت خود و دیگر افراد مشاهده شده در فیلم این است که طی انجام اعمالی بر روی ان موجود سعی می شود اطلاعات تکنولوژیکی و فنی نیز از ان به دست اید. که خود ویکتور یا انها را نمی دانسته یا نمی خواسته بگوید. ضمنا این مساله که ایا ان فرازمینی به میل خود انجا بوده یا از سانحه ی سقوط بشقاب پرنده اش جان سالم به در برده است نیز نا معلوم است.



-------------------------------------------------------------------------------------

مطالب تکمیلی

یک فضانورد با تجربه انگلیسی گفت: موجودات فضایی وجود دارند که از 60 سال پیش تاکنون بارها به زمین سفر کرده و با آن در ارتباط بوده اند.
به گزارش شبکه خبر به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی میل، دکتر ادگار میچل 77 ساله که در سال 1971 میلادی به همراه سفینه آپولو 11 پا بر کره ماه گذاشت گفت: در دوران فعالیت در آژانس فضایی آمریکا ناسا درباره سفر برخی موجودات فضایی اطلاعاتی به دست آوردم ولی این اطلاعات همچنان توسط ناسا مخفی نگه
داشته می شود.
وی افزود: کارمندان سازمان فضایی آمریکا ناسا نیز تاکید کرده اند با موجودات فضایی کوچک و شگفت انگیزی برخورد کرده اند که تا حدی با تصور امروزین ما از آنها مشابهت دارند.
میچل که به همراه فرمانده سفینه فضایی آپولو11 در سال 1971
میلادی رکورد پیاده روی 5 ساعت و 17 دقیقه ای روی کره ماه را برجای گذاشت، افزود: پدیده موجودات فضایی یک حقیقت انکار نشدنی است و اطلاعات کافی که واقعی بودن آنها و سفر آنها به زمین را ثابت کند ،وجود دارد.
این مهندس پرواز که صاحب درجه دکترا در علم هوا فضا نیز می باشد، افزود: شهر روزول در ایالت نیومکزیکو آمریکا تاکنون شاهد سفرهای متعدد موجودات فضایی بوده است و تحقیقاتی که درباره این سفرها همچنان ادامه دارد از واقعی بودن آنها پرده بر می دارد.
وی گفت: تلاش های جدی برای پی بردن به حقیقت این موجودات و سفر آنها به زمین صورت می پذیرد و نهادهای ویژه ای آن را به طور جدی پیگیری می کنند.
میچل در پاسخ به نفی اظهاراتش توسط ناسا گفت: این هم یکی دیگر از نمونه های تلاش آمریکا برای پوشاندن حقایق است و من به هیچ عنوان با آنان هم عقیده نیستم.
این اظهارات در حالی بیان می شود که مسئولان سازمان فضایی آمریکا ناسا تاکنون سخنان میچل را نفی کرده و مدعی شده اند که ناسا هیچ تلاشی برای مخفی کردن حقایق نکرده است.


---------------------------------------------------------------------------------

مطالب تکمیلی


سه ميليون گردشگر براي بازديد جسد موجود فضايي به آمريكا سفر مي‌كنند !رئيس انجمن هتل‌داران شهر روزول آمريكا از علاقمندان به شركت در شصتمين سالگرد واقعه سقوط بشقاب پرنده در اين بخش ، درخواست كرد تا اطلاع ثانوي از برنامه‌ريزي براي سفر به اين قسمت صرفنظر كنند
موجود فضایی

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه بين‌الملل ـ / دقيقا 60 سال پيش يك بشقاب پرنده با دو سرنشين فضايي در شهر روزول واقع در كنار نيومكزيكو سقوط كرد و اولين مدرك مستند براي بررسي اجسام ناشناخته فضايي به دست متخصصان ناسا افتاد .

به گزارش ميراث خبر ، روزنامه تايمز چاپ لندن در اين مورد نوشت : « به همين مناسبت حدود سه ميليون گردشگر به شهرها و ايالت‌ روزول و نيومكزيكو واقع در آمريكا عزيمت كرده‌اند تا ضمن مشاهده جسد موجود فضايي و بشقاب پرنده متعلق به او ، در مراسم جشن و پايكوبي به همين مناسبت شركت كنند . »

رئيس انجمن هتلداران روزول در آمريكا در مصاحبه با روزنامه تايمز گفت: « ظرفيت‌ هتل‌هاي دو شهر روزول و ايالت نيومكزيكو پرشده و حتي‌الامكان كمپينگي ما هم ديگر ظرفيت پذيرش علاقمندان به شركت در اين مراسم مهيج را ندارد . »

وي افزود: « براي پذيرايي از گروه‌هاي گردشگري تدابير زيادي انديشيده بوديم اما انتظار ورود اين تعداد گردشگر را نداشتيم . »

نكته حائز اهميت اينكه موزه روزول كه جسد دو موجود فضايي را درون خود جاي داده سالانه ميزبان بيش از هفت ميليون بازديدكننده خارجي است .

سيد اميد عرب


منبع : خبرگزاري ميراث فرهنگي ۲۰/۴/۸۶

-------------------------------------------------------------------------------

مطالب تکمیلی

خوب به عکسهای زیر نگاه کنید گرچه ساختگی به نظر میرسه اما سازنده اون عکسها میتونه بر اساس همین مطالب و داستان فیلادلفیا عکسها رو ساخته باشه.


رابطه سیاستمداران آمریکایی با موجودات فرازمینی

رابطه موجودات فرازمینی با سیست مداران آمریکایی

چطور آمریکا سالانه میلیونها دولار صرف ساخت و نصب تجهیزات برای برقراری ارتباط با موجودات فضایی میکنه ولی نتیجه ای نمیگیره به نظر شما این دو موجود فضایی نمیتونن این دلگرمی رو به اونا بدن که به تلاششون ادامه بدن و پول بیشتری صرف کنن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 15:21  توسط مجید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

مطالب برگزیده
ایران پاپ آپ
به راستی آیا ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ پایان دنیاست؟
آرشیو مطالب برگزیده
نوشته های قدیمی
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
آرشیو موضوعی
عجیب ترین مکانهای زمین
بیماریهای ترسناک
بشقاب پرنده ها و موجودات فرازمینی (UFO)
روح
آخرالزمان و ظهور مهدی موعود
انسانهای عجیب
دانلود کتابهای متافیزیکی
فراماسونری و شیطان پرستی
موجودات عجیب و ناشناخته
جن
عجیب ترین نظریه های دانشمندان
معماهای مرموز و حل نشده جهان
متافیزیک
عجایب باستان شناسی
21 دسامبر 2012
نجوم
نویسندگان
مجید
ایران آریا
مجید
دوستان
ضد شیطانیسم
متافیزیک و علوم ماورایی و عرفانی
جهان های موازی
دنیای ماوراء - جن،ارواح و مرگهای واقعی
ܓܨஜミ★ミ..علوم غریبه ..ミ★ミஜܓܨ
وبلاگ جن و ماورالطبيعه و علوم غريبه
موجودات فرازمینی ، یوفو و جهان عجایب
دنياي اسرار آميز
وبلاگ جهان پنهان
ایران آریا
دنیای ناشناخته
بیداری اسلامی
طبیعت ناشناخته (احسان)
*** 2012 و آخرالزمان ***
بُعـد ناشناخته علـم!
*** جور وا جور ***
مدرن پیکس ( عکس های خفن و جدید )
مجهولات دنیای انسانها
دانلود و اخبار بازی های ماشینی
پاتوق خنده
آموزش کامل آرایش و زیبایی بانوان
time


امروز
آمار بازدید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM